اولین تلاشهای امیر علی
بعد چند روز اومدیم بگیم چه کارها که نکرده فندق مامان
عزیزم قربونش برم همه اش ناراحت بودم چرا مثل بقیه بچه ها تو روروئک نمیشینه همه از ٥ ماهگی میشینند امیر علی رو مینشوندم رو روروئک ولی تلاشی نمیکرد و خیلی غمگین میشدم
آخه ماشاالله ماشالله چشم کف پاش از ٤ ماهگی صاف می ایستاد و تاتی تاتی میکرد که همه تعجب میکردند ولی ناگهان
بعد کلی فکر کردن متوجه شدم شاید قد این روروئک بلنده که نمیتونه حرکت کنه که بعداز کوتاه کردن قد روروئک توسط بهترین بابای دنیا امیرعلی خان دنده عقب شروع به حرکت کرد و مابسی مسرور و خوشحال شدیم
وای خدا فقط میدونه چه قدر ذوق کردیم مخصوصا وقتی که رفت به سمت میز عسلی و رومیزی روکشید من داشتم از ذوق خفه میشدم
.gif)
.gif)
واینو بگم این فندق بلای ما جدیدا یاد گرفته وقتی حواست نیست آستینمون روبکشه خیلی جالبه تلاشش واسه گرفتن آستین
.gif)
و حالا مهمترین اتفاق اینه که:
امیر علی میگه ((ماما)) الهییییییییییییییییییییییییییییی فداش بشم
.gif)


اولین تلاشهای امیر علی
